امروز دوشنبه ۹۸/۷/۲۹

آسيب شناسی هنجاری فرش دستباف ايران

تحقيق و نگارش: سعيد رونقيان تبريزی


از آنجا که فرش حاصل فعل بشری است ، برای تعريف ، توضيح و تبيين آن در ابعاد گوناگون ، ناگزيربايد مقدمه ای ارائه شود .
بر اهل خرد پوشيده نيست که هيچ اقدام ارادی و آگاهانه بشری بدون وجود انگيزه ، قابليت بروز و فعليت نداشته وبه عبارت ديگر هر عمل فردی يا جمعی که ناشی  از طرح وبرنامه ای باشد ،  حاکی از وجود انگيزه لازم وکافی برای وقوع آن در ساحت نظر و عرصه عمل است.
البته گاهی يک انگيزه می تواند منشا يک يا چند فعل فرهنگی ، اقتصادی يا اجتماعی شود .
مثلا : فردی با انگيزه خير انسانی مدرسه ای بنا می کند ، اين انگيزه واحد ، منشاء افعال ذيل می گردد:
الف : ايجاد اشتغال برای فرد يا افرادی
ب : با سواد شدن عده ای
پ : بجا گزاردن نام نيک
و.....
همينطور يک فعل نيزشايد انگيزه های چند گانه داشته باشد .
مثلا : فردی پزشک می شود ، اين عمل می تواند چند انگيزه داشته باشد :
الف : خدمت به همنوعان
ب : ار ضاء نياز اقتصادی
پ : دستيابی به جايگاه مناسب اجتماعی
و.......  
و مثال های متعددی ديگری می توان در اين زمينه ارائه نمود .
البته شقّ سومی ازاعمال نيز وجود دارند که خارج ازچارچوب انگيزه ارادی وآگاهانه بوقوع می پيوندند ، که صرفنظرازعواقب ، عوارض و نتايج ، مثبت يا منفی آنها ، اين دسته ازاعمال را بايد اتفاق يا تصادف ناميد  .
مثلا : فردی در خواب شيء را بشکند ، به جهت فقدان انگيزه و اراده ، اين يک اتفاق با نتيجه منفی است .
و يا ، مثلا : فردی هسته ميوه ای را به زمين اندازد و تبديل به درختی مفيد برای خود يا ديگران شود ، اين نيز يک اتفاق با نتيجه مثبت است .
با عنايت به مقدمه فوق ، اينک چنانچه  بخواهيم  فرش را به  عنوان  يک  فعل  بشری در چهارچوب اين تعاريف  تبيين ، ومختصات و ويژه گی های کاربردی آن را احصاء نماييم ، بايد گفت : به جهت آنکه فرش دستباف فارغ ازنوع ، جنس و ابعاد آن ، حاصل يک فعل ارادی فردی يا گروهی می باشد ، قطعا ناشی ازيک انگيزه است . و به عبارت ديگر" فرش دستباف نتيجه مثبتی از يک فعل ارادی با انگيزه ای مشخص است". از اينروی لازم است قبل از هر سخني  ، نخست آن انگيزه مبنايی که موجب  وقوع فعلی ارادی برای توليد فرش است ، از منظر کاربردی تعريف شود ، تا در پرتو آن  ، در مسير کنکاش خود به  بيراهه نرويم .


انگيزه توليد فرش :

اينکه علت موضوعی و مصداقی اوليه برای پيدايش فرش چه بوده  و اولين فرش دقيقا با چه شکل وشمايلی  پا به عرصه وجود نهاده است  ، به جهت فقدان منابع  مستند و مستدل در باره گذشته دور فرش  ، موضوعی مبهم و شايد برای هميشه لا ينحل باشد ، و بدين سبب در اين مورد چاره ای جز مدارا با حدس و گمان ها  نيست .

 اما در مورد انگيزه توليد اولين فرش ، می توان با استناد به انگيزه ها و نياز ها ی امروزين به سراغ  يافته ها و بازمانده های مکتوب و مصنوع  تاريخی رفته و با رمز گشايی ازآن شواهد تاريخی به حدسياتی مستدل و معقول در زمينه انگيزه های اوليه توليد فرش دست يافت ، زيرا همان گونه که امروزه اشکال مختلفی از" نياز" اعم از اقتصادی ، مصرفی ، هنر ی ، ويا حتی سرگرمی ، انگيزه ای قوی و منطقی برای توليد فرش می باشند ، بی شک درگذشته نيز همين عوامل و آثار ناشی از آنها در اين مورد ساری و جاری بوده است.

از اينروی به استناد مطالب پيش گفته وبا مدل سازی منطقی و معقول ازشواهد تاريخی اعم از فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی ، اين نتيجه حاصل می شود که:"نياز، اعم از انواع آن ، انگيزه قطعی پيدايش فرش از ابتدا تا کنون بوده و اين انگيزه درهمه ادوار تاريخی فرش از گذشته تا حال ، همراه و همگام فرش بوده است".

البته بديهی است که تغيير نيازها نسبت به کاربری فرش در دوران مختلف ، امراجتناب ناپذيری بوده که موجب پيدايش انگيزه های متفاوتی گرديده و به تبع آن فرش های متفاوتی در جهت رفع نيازهای جديد در ادوار مختلف پا به عرصه وجود نهاده اند ،  بطور مثال می توان به موارد ذيل اشاره نمود :

_فرش های محرابی 

اين دسته از فرش ها پس از آغاز دوران اسلام  در پی ايجاد نياز برای آرايش محيط محراب مساجد مسلمانان در انواع و ابعاد گوناگون وارد عرصه فرش شد ه است که اکثرا در سايز قاليچه می باشند و تقريبا در اکثر مناطق جغرافيايی بافت فرش ايران نوعی از اين قاليچه های محرابی توليد شده است .

البته لازم به ذکر است که عموما به اشتباه نوعی از فرش هايی را که طرح يک طرفه ای دارند بنام فرش محرابی می خوانند که عبارتی غلط بوده و نام وعنوان صحيح برای آن فرش ها "طرح طاقی" يا "طرح شبستان "است . اين فرش ها که قبل از دوران اسلامی نيز متداول بوده است معمولا با نقش لَنتَر( چراغ آويز) يا گلدانی تزئين شده اند.


 

فرش های سجّاده يا جا نمازی

اين فرش ها در دوران اسلامی بعنوان جا نماز ، برای استفاده پيشنماز در گودال محراب توليد شده اند. والبته در ساير مصلی ها و حتی خانه ها نيز مورد استفاده می باشند. سجاده ها علاوه بر فرش های پرز دار در ساير بافته های بی پرز نيز توليد شده اند.

 

 


فرش های پرده ای دو رويه و تک رويه

اين گونه فرش ها اکثرا در بارگاه ائمه ومشايخ ، و کاخ های سلطنتی عمدتا بصورت تشريفاتی مورد استفاده بوده و درمواردی نيزخانه اعيان و اشراف را مزين می نموده اند . علاوه بر ساير کلکسيونها ، نمونه های زيبايی از اين پرده ها در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می شود .

 

 
_ فرش های تصويری

 فرشهای تصويری سرفصل جديدی بود که تقريبا بعد از دوران تکميل و پخته تر شدن طراحی فرش از نگارگری به عرصه فرش ايران سرايت نمود و اکثرا حاوی تصاوير شاهان و امراء و اشراف و بزرگان و شخصيت های ملی و مذهبی بوده و گاه نقشی ازبرهه های حساس تاريخی و يا تصويری بر گرفته از افسانه ای ملی يا فرهنگ فولکلور بر آنها نقش بست وعلاوه بر آن پيامبران و ائمه و صلحا و عرفا و احوالات مربوط به آن ها نيز در طول زمان سوژه هايی قوی برای اين فرش ها بوده اند که نمونه های هنری و زيبايی از آنها موجود است.

در اين راستا امروزه نيز تصاوير شخصی افراد عادی ، هنرمندان و ديگر شخصيت های سياسی يا اجتماعی بنوعی موضوع اين فرش هاست.

 

 

 



_ فرش های روزينی و جل اسب

 به سبب آنکه در دوران گذشته انواع چها رپايان وسيله ای ارزشمند برای حمل و نقل افراد و کالاها بوده اند ، از اينروی جل و روزينی نيز همواره بعنوان وسيله ای مهم برای زيبا و راحت سازی بخشی از يراق آلات اين چهار پايان مورد توجه ويژه بوده است.

خصوصا آنکه اين چهار پايان علی الخصوص اسب ها علاوه بر حمل ونقل وحضور موثر در رزمگا ه ها و چاپارخانه ها ، نقشی فراتر داشته و وسيله ای برای تفاخر و تظاهر شاهان و بزرگان بودند ، لذا به تبع آن آرايش ظاهری آن ها نيز اهميتی دوچندان داشته وهمين نياز همواره موجب انگيزه هايی قوی برای توليد جل اسب ها و روزينی های هنری و زيبايی برای استفاده  و آراستن اسب ها بوده است که نشان آنها را درنگاره های مينياتوری می توان بوضوح  مشاهده نمود (عکس شماره 8 ) و موارد نادربجا مانده از اين جل ها و روزينی ها بعنوان شواهدی تاريخی بر اين مدعا ،  امروزه  زينت بخش موزه ها و گالری ها در اقصی نقاط جهانند.

- فرش های درباری

از دورانی که تاريخ بطور مکتوب ضبط وثبت نموده است همواره شرحی از فرش های بسيار نفيس و گرانقيمت نقل شده است که زينت بخش دربارها و بارگاه ها ، و موجب فخر سلاطين و شاهان بوده اند.
فرش هايی همانند بهارستان و باغ بهشت و امثالهم که مع الاسف تنها يادگار بجا مانده از آنها سطوری در ميان کتب و نوشته جات تاريخی است، لکن خوشبختانه وجود نمونه هايی از قالی های بسيار نفيس  دوران صفوی ونمونه های بعد از آن تا به امروزه مويد اين واقعيت است که قالی های درباری بعنوان بخشی مستقل و مکمّل ، همواره درعرصه فرش ايران حضور داشته وآئينه ای تمام نمای ازهنرطرح ونقش و صنعت قالی بافی ايران بوده اند که مشخصات بارزآنها درگذشته زرين وابريشمين وگاه حتی مرصع بودن و زينت يافته به ابياتی ازاشعار شعرای نامی بوده که درسايزهای بزرگ  وغير معمول با بهترين مواد و مصالح وزيبا ترين طرح ها به جهت ارضاء نياز بخشی ازجامعه توليد شده اند. اين بخش ازفرش های نفيس امروزه هرچند تعلق خود را ازعنوان درباری بريده اند لکن هنوز هر چند بطور معدود و محدود تحت عنوان فرش های نفيس هنوز جايگاه خود را درعرصه توليد وعرضه حفظ نموده و نيازعلاقمندان را ارضاء می سازد.



_فرش های شکارگاهی

علاقه ذاتی و غريزی به طبيعت و زيبائی های آن با تمام اجزا وعناصرش از دير باز بعنوان مرجعی برای لذايذ سمعی وبصری انسان بوده که همواره در بهره جويی از آن به انواع ابزارها تمسک جسته است  ، علاوه بر ساير ابزارها ، نگاره ها و نگارگری بعنوان يکی ازبهترين و کاربردی ترين ابزارهای مناسب دراين زمينه همواره نقش بسزايی را ايفا نموده است که در آثار بجا مانده از نگارگری های دوران گذشته و محصولات هنری ناشی ازآنها مضاف بر نقش ابزاری ميتوان آثار شوق وعلاقه وافر در جهت ماندگار سازی طبيعت را بوضوح مشاهده نمود  ولاجرم همين نکته انگيزه  مناسبی برای توليد فرش های شکارگاهی در راستای ماندگار سازی زيبائيهاي  طبيعت از جانب طراحان و توليد کنندگان فرش بوده است تا بدان سبب در جهت ارضاء نياز زيبايی خواهی طبيعی ، همواره بخشی از زيبائی های طبيعت بشکل مينياتوری در دسترس و منظر ديد علاقمندان باشد. 

_فرش های زير خاکی

در پی آگاهی روز افزون نسبت به گذشته تاريخی وابراز حس علاقه مندی نسبت به فرهنگ ومصنوعات آن ، توجه طراحان و توليد کنندگان فرش به اين نياز جديد جلب شده واقدام به شناسائی اجسام شاخص فرهنگی وهنری تاريخی موجود در موزه ها و گالری ها نمودند و سپس نمايه هايی ازآنها را با ترکيب و تلفبقی ماهرانه و هنرمندانه با ساير نگاره ها در طرح هاو نقش ها بکار گرفته و در پی ارضاء اين نياز هنری ، عنوان جديد فرش های مصطلح به زير خاکی را به عناوين فرش ايران افزودند.
البته فرش هايی که در طول ادوار گذشته با پيدايش نيازهای جديد وارد عرصه فرش ايران شده اند به همين موارد محدود نبوده و می توان موارد متعدد ديگری همانند فرشهای برجسته ، فرش های حجمی ، تابلو فرش ها وغيره  را بر آنها افزود ، لکن چون غرض ازاين مقاله مقصود ديگريست  بسط کلام در اين باب بيش از اين موجب اطاله کلام و مقاله را از مقصود اصلی دور خواهد نمود.
تا بدينجا با عنايت به مطالب فوق روشن گرديد که : نياز و انگيزه دو رکن اساسی وجود ، قوام ودوام فرش بوده و حيات اقتصادی يا هنری فرش بدون وجود اين دو رکن  منتفی است.
لذا اينک می توان در چهار چوب  اين دو رکن اساسی به تجزيه وتحليل اوضاع  کنونی فرش ايران پرداخت تا با ترسيم تصويری روشن از عوامل  مثبت و منفی آن  به درکی صحيح ومطابق با واقعيت ها دست يافت.


برای تحقق اين هدف نخست بايد  به 4 سئوال اساسی ذيل پاسخهايی ولو موجز ومختصر ارائه گردد:
1 _ آيا در حال حاضرانگيزه های جديدی برای توليد فرش وجود دارد؟
همانگونه که بيان شد در گذشته با ظهور و بروز نيازهای نو ، انگيزه های جديدی پديدار و موجب پيدايش انواعی از فرش ها  شده اند که تداوم آن در گرو نوسازی و نوزايی نيازها و انگيزه هاست ، لکن مع الاسف بايد اذعان نمود که به جهت ورود جايگزين های صنعتي  و ارضاء بسياری از نيازها بواسطه آنها  ، و به تبع آن کمرنگ شدن مناظر ديداری فرش دستباف درميان عموم جامعه ، کم کم شاهد تغيير محتوايی نيازها در ميان نسل جديد می باشيم  که هر روز فاصله آنها با معانی معنوی و مفاهيم هنری فرش دستباف بيش از پيش می گردد و  البته دست اندرکاران هنر وصنعت فرش دستباف نيز در اين زمينه به جهت عدم داشتن آگاهی های کافی و به تبع آن عدم آگاهی بخشی لازم ، بنوبه خود در زمينه اين مقصرند.
2 _ آيا حلقه های مواد خام ، طرح و نقش ، عوامل محيطی و انسانی توليد و بازار مصرف  از لحاظ نظری و عملی پيوستگی لازم را دارند؟
هرچند پاسخ به اين سئوال بحث مفصل اقتصادی ، اجتماعی و فنی می طلبد لکن به مقتضای حال به همين کوتاه سخن بسنده می کنيم که متاسفانه به دليل نا هماهنگی های نهادی و نهادينه شده هيچکدام از عوامل مذکور دخيل در فرش دستباف ، هيچ نوع ارتباط منطقی و معقول با هم نداشته و تحت هيچ مديريت منسجمی عمل نمی نمايند ، خصوصا در سه دهه اخير اين امر شدت و غلظت بيشتری يافته و هر کس ساز خود را می زند و راه خويش می رود ، هيچ شناخت آماری صحيح و روشنی از نيازها ، توليد و مصرف ،از نظر کمی و کيفی وجود ندارد ، هيچ مجرای مورد اعتمادی برای تامين مواد اوليه دردسترس نيست ، هيچ نهاد و مرجع رسمی علمی برای نظارت بر توليد و طرح و نقش ها نيست ، شرايط مطلوبی برای فراهم سازی عوامل محيطی و انسانی ممکن نيست و..... که البته بيشتر و بهتر از هر کلام و دليلی اوضاع کنونی فرش دستباف شاهد زنده ای براين مدعاست .
3 _ آيا در عرصه فرش دستباف توان و شرايط بازارسازی و بازار يابی درجهت ايجاد انگيزه برای توليدات منطبق با تغييرات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی عصر حاضر را داريم؟
موارد منفی موجود در عرصه فرش دستباف که در پاسخ های پيشين بدانها اشاره شد ، توان بازارسازی و بازار يابی را برای عوامل فرش دستباف ايران تضعيف و شرايط را بر آنها سخت نموده  است بگونه ايکه در سه دهه اخير توان عوامل اجرائی فرش دستباف ايران در برانگيختن انگيزه ها روز بروز تحليل رفته ومنجر به اين نتيجه شده است که امروزه فرش دستباف ايران قادر به همراهی و همپايی با تغييرات فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی عصر حاضر نمی باشد . چرا که وقتی در هنگامه لازم ، به توازن و تعامل ميان عوامل سنتی و صنعتی بها لازم داده نشد و در مقابل ورود ابزارها ی عصرصنعتی همانند کامپيوتر و غيره به عرصه فرش برخوردهای انفعالی ، متعصبانه وکور صورت گرفت ، فرش دستباف موقعيت ايجاد ظرفيت های تازه برای تداوم حرکت در مسير گذشته با ابزارهای جديد و نگاه نو را از دست داد.و از اينروی امروزه نبايد انتظار داشت  دنيای صنعتی با فرش دستباف براحتی مدارا کند.


و سئوال آخر اينکه:

 4 _آيا فرش دستباف بعنوان يک محصول دوران اقتصاد سنتی ، پتانسيل لازم برای پايداری و پويايی در عصر صنعتی را دارد؟

چنانچه بخواهيم صرفا با معادلات اقتصادی به اين پرسش پاسخی دهيم قطعا نتيجه منفی خواهد بود ، ولی خوشبختانه هرچند که فرش دستباف محصول اقتصاد سنتی بحساب می آيد ، اما برخورداری ازپيشينه قوی تاريخی وويژه گی های خاص هنری وفرهنگی که حتی درفرش های دستباف معمولی نيز جنبه های مصرفی و اقتصادی آن را تحت تاثيرقرارداده ، حسابفرش دستباف را ازسايرمحصولات اقتصادی سنتی که درعصرصنعتی محکوم به فنا هستند ، جدا می سازد.

پايان سخن آنکه:

از منظر آسيب شناسی ، ظهوروتداوم حضورمجموعه هنجارهای منفی مذکوردرعرصه فرش دستباف و پيامدهای فرهنگی ،اجتماعی ، واقتصادی آن ها ، موجب تغييرات فرمی ومحتوايی  نيازها و انگيزه ها در توليد و مصرف شده و آن ها را از مسير معقول وتاريخی فرش دستباف به بيراهه کشانده است ، که نتيجه نا ميمون اين امر، ازسويی درعدم رغبت عمومی و بی اشتهائی بازار مصرف ، و از جانب ديگر در نحيف شدن همه جانبه پيکره توليد فرش دستباف کاملا هويداست .

درنتيجه :

جمع بندي  نتايج حاصله ازمجموع کلام فوق ، بروشنی معين می کند که با توجه به فرا گيری وپيچده گی معضلات ، يگانه اميد و تنها راه برای پايداری و پويايی فرش دستباف ، بکارگيری خلاقيت ها در جهت باز آفرينی علايق گذشته با استفاده از مزايا و ويژه گی های هنری و فرهنگی آن و توان اقتصادی سازی آن مزيت ها درپرتو بهره وری از تکنولوژی های پيشرفته و مدرن است.

منبع: انجمن علمی فرش ایران